محمد حسن خان اعتماد السلطنه

805

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

چركس نهاد و در آنجا جمعيت او بعضى زدوخوردها كرده آخر الامر بر چركسها غلبه نموده متوجه دربند گرديد ، چون بدان حدود رسيد شنيد كه شاه طهماسب به شيروان آمده و اهل و كسان او را گرفته است ، لهذا مصمّم جنگ با امراى شاه طهماسب گشت و بعد از چند جنگ مقهور سپاه پادشاهى شده و عساكر او دسته‌به‌دسته به قشون شاه طهماسب پيوستند و او خود ناچار راه فرار پيش گرفته با چند تن از ملازمان از راه دريا به اسلامبول رفت كه از سلطان عثمانى استعانت جويد و بعد از رفتن القاس ميرزا به اسلامبول قلاع و بلادى كه در تصرّف او بود مسخّر قشون شاه طهماسب گرديد و چون شيروان دوباره در تحت تبعيّت شاه طهماسب درآمد حكمرانى آن را به پسر خود اسمعيل ميرزا داد و گوگجه سلطان قاجار را در ملازمت او گذاشت و موكب پادشاهى به تبريز آمد . هم در اين سال امراى كردستان به امر سلطان سليمانخان سلطان عثمانى با پنجهزار سوار به طرف ارمن راندند و سلطان ذو القدر كه از جانب شاه طهماسب حكمران آن خطّه بود با آنها جنگ كرده لشكر كردستان از عساكر سلطان ذو القدر شكست خورده گريختند و سلطان ذو القدر ايشان را تعاقب كرده بسيارى از آنها را به راه ديار عدم روانه نمود . هم در اين سال همايون پادشاه متوجه تسخير بدخشان گرديد ، ميرزا سليمان صاحب بدخشان كه در اين وقت در طخارستان بود اين خبر را شنيده با لشكر ختلان و قندز و بقلان به طرف همايون پادشاه راند و در بين راه تلاقى فئتين شده جنگ سختى كردند ، آخر الامر همايون پادشاه غالب گشته ميرزا سليمان با قدم اعتذار و ضراعت به خدمت همايون پادشاه آمد و همايون پادشاه بار ديگر آن ديار را به ميرزا سليمان داد ، و چون در غيبت همايون پادشاه ميرزا كامران به كابل آمده اهل و كسان اين پادشاه را گرفته بود و بر كابل استيلاء يافته همايون پادشاه از بدخشان با سپاه فراوان راه كابل پيش گرفت چون در حوالى كابل نزول كرد ميرزا كامران با لشكرى به استقبال عساكر همايون پادشاه آمد و به كار جنگ پرداختند ولى لشكر ميرزا كامران شكست خورده ميرزا كامران خود را به زحمت زياد به شهر رسانيد و همايون پادشاه دور شهر را بگرفت و چندگاهى در ميانه نايرهء قتال اشتعال داشت ، آخر الامر ميرزا كامران خود را عاجز و بيچاره ديده كس به خدمت همايون پادشاه فرستاد و بعد از عرض ضراعت و درخواست عفو استدعا كرد كه او را اذن دهند كه